روزی از روزها انگار قرار بود طوفانی در دشت کربلا اتفاق بیفتد ، لشکریان دشمن با سربازانی بی شمار یک طرف دشت کربلا را اشغال کرده بودند لشکر امام حسین (ع) با هفتادو دو تن سرباز که شانزده نفر آن از خانواده ی امام حسین (ع) بودند فقط کوچکترین جا را اشغال کرده بودند و همش خدا خدا کرده و دعا می کردند.اگر در این منظره مانده بودی و تماشا می کردی انگار حس غریبی به تو دست می داد خلاصه جنگ از طلوع خورشید شروع شده و تا غروب خورشید ادامه داشت بعدجنگ حتی یک نفر از لشکر امام حسین (ع) زنده نماند.

   خدایا هنوز هم برای من چرای این جنگ باقیمانده است من هنوز هم دوست دارم بدانم چرا این اتفاق افتاد اما این را خوب می دانم که امام حسین (ع) و یارانش در راه دین و اسلام به شهادت رسیدند در راه امر به معروف و نهی از منکر جان خود فدا کردند .  

فاطمه نوبهار - گروه سنی د